X
تبلیغات
بهانه - یک فال واقعی

بهانه

مطالب این وبلاگ را به هموطنان عزیزم به ویژه همشهریان عزیز "دلفانی" تقدیم می کنم.

یک فال واقعی

 این یکی از واقعی ترین فال های دنیاست حتما امتحان کتید                   

فرض کنید که زن و شوهری دریک طرف رودخانه نشسته اند و مرد برای کاری ضروری به شهری که درطرف دیگر رودخانه بود میرود و می گوید که تا کمتر از نیم ساعت بر میگردد. مرد میرود و تا ساعت ها بعد

 باز نمی گردد. زن که علاقه فراوانی به شوهرش داشت بسیار نگران میشود و فکر میکند ممکن است برای شوهرش مشکلی پیش آمده باشد که به کمک او نیاز داشته باشد برای همین  تصمیم می گیرد به دنبال شوهرش برود. ولی برای عبور از رودخانه می بایست سوار قایق شود و هیچ پولی هم ندارد. زن ماجرا را برای صاحب قایق تعریف میکند و هر چقدر گریه  و التماس می کند، صاحب قایق راضی نمی شود که بدون پول او را ببرد.زن به مرد پولداری که از آنجا رد میشو د موضوع را می گوید. مرد پولدار میگوید حاضر است پول را به او بدهد ولی به شرطی که زن نیز در قبال آن پول حاضر شود خواسته جنسی او را برآورده کند. زن که خیلی نگران شوهرش بود قبول میکند. زن بعد از این که از رودخانه  رد می شود، شوهرش را که بدلیل موجهی نتوانسته بود بیاید و وسیله ای هم برای اطلاع دادن نداشته پیدا میکند و ماجرا را برای شوهرش تعریف میکند. شوهر زن وقتی ماجرا را می شنود بسیار عصبانی می شود و سیلی محکمی به گوش زن می زند و  او را ترک می کند....

در این داستان چهار شخصیت وجود داشت. زن، شوهر، صاحب قایق، مرد پولدار؛ که هر کدام شاید به نوعی مقصر این واقعه بوده اند. حالا از نظر شما به ترتیب کدامیک گناهکارتر و کدامیک تقصیر کمتری داشته است؟

 قبل از پاسخ به این پرسش این نکته رادر نظر داشته باشید که هر کدام از این شخصیت ها تنها یک خطا مرتکب شده اند یعنی مثلا درباره شوهر، او مجبور بوده که به شهر برود و الزاماً باید تنها میرفته یعنی تنها خطای وی برخورد بد او با زن است. (چون این داستان ترجمه است و تفاوت فرهنگی در آن کاملا مشهود است این در نظر آوری بسیار مهم است در این داستان هر کدام از شخصیت ها خطایی انجام دادند و برای انجام خطا هم انگیزه ای داشتند. در واقع همه ما انسانها وقتی کار خطایی را انجام میدیم حتماً انگیزه و بهانه ای داریم که برای خودمان توجیه شده است و گرنه آن خطا را انجام نمیدادیم. اینطور که نگاه کنیم، میبینیم که هیچ خطایی وجود ندارد چون هر کسی برای انجام کارهایش دلیل و توجیهی دارد و از نظر خودش کار درستی است، وگرنه انجام نمیداد. خوب چهار شخصیت داستان خطاهای زیر (از نظر عرف یا دین یا ... ) را با انگیزه های ذکر شده انجام داده اند.

 زن : خودفروشی کرد بخاطر عشق 

 قایقران : به زن کمک نکرد بخاطر پول

مردپولدار: به زن پیشنهاد و تجاوز کرد بخاطر شهوت

شوهر : با زن برخورد نامناسب کرد بخاطر غیرت

 حالا شما هر کدام از شخصیت های فوق را که بی گناه تر بدانید، یعنی انگیزه فرد برای شما دارای اهمیت بیشتری است. مثلا کسی که زن را بی گناه تر بداند یعنی برای او عشق داری اهمیت بیشتری است. پس اگر مثلا کسی پاسخ دهد که: مرد پولدار، شوهر، زن و قایقران؛ برای او بترتیب: پول، عشق، غیرت و شهوت دارای اهمیت بیشتری هست.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 22:34  توسط "رضا (سلیمان) دوستی "  |